بازگشت به بلاگ
۱ اسفند ۱۴۰۴Sergei Solod5 دقیقه مطالعه

ساخت یک چت‌بات به سبک Character AI به‌تنهایی: چرا سخت‌ترین بخش واقعی کردن شخصیت‌هاست

راه‌اندازی یک چت‌بات به سبک Character AI در ۱۳ زبان به من نشان داد که سخت‌ترین بخش کار نه برنامه‌نویسی، بلکه ساختن شخصیت‌هایی است که باورپذیر و انسانی به نظر برسند.

Character AIچت‌بات هوش مصنوعیطراحی شخصیتتوسعه مستقلمحصولات LLMساخت در ملأ عامCozy Friend

من چت‌بات خودم را به سبک Character AI به‌تنهایی ساختم و آن را در ۱۳ زبان منتشر کردم. از بیرون شاید این بیشتر شبیه یک داستان فنی به نظر برسد، اما بخشی که بیشتر از همه مرا به چالش کشید، زیرساخت، استقرار یا کدنویسی نبود. مسئله اصلی طراحی شخصیت بود.

هرچه بیشتر روی محصول کار کردم، یک نکته برایم روشن‌تر شد: مردم فقط به این دلیل برنمی‌گردند که یک چت‌بات از نظر فنی کار می‌کند. آن‌ها زمانی برمی‌گردند که یک شخصیت منسجم، از نظر احساسی قابل‌فهم و واقعاً خوش‌صحبت به نظر برسد. و این مسئله بسیار سخت‌تر از چیزی است که از بیرون دیده می‌شود.

چرا ساختن شخصیت‌های باورپذیر هوش مصنوعی این‌قدر زمان می‌برد

وقتی خیلی‌ها به ساخت یک چت‌بات هوش مصنوعی فکر می‌کنند، تصورشان این است که چند پرامپت نوشته می‌شود، یک رابط خوب ساخته می‌شود و بعد محصول منتشر می‌شود. اما در عمل، این تازه نقطه شروع است. شخصیتی که واقعاً زنده به نظر برسد، به چیزی بسیار بیشتر از یک نام و یک تصویر پروفایل نیاز دارد.

باید شخصیت، لحن، صدا، پیش‌زمینه و مرزهای رفتاری آن را شکل داد. باید آزمایش کرد که این شخصیت در گفت‌وگوهای سبک، احساسی، ناراحت‌کننده، بازیگوش، تکراری یا حتی عمداً چالش‌برانگیز چگونه واکنش نشان می‌دهد. باید بررسی کرد که آیا صدای شخصیت در طول پیام‌های زیاد ثابت می‌ماند یا بعد از چند نوبت گفت‌وگو فرو می‌پاشد. و باید صادقانه دید که آیا نتیجه گرم و باورپذیر است یا کلی و توخالی.

بعد مسئله ایمنی مطرح می‌شود. اگر بخواهید شخصیت در عین صمیمی و جذاب بودن، در برابر jailbreak و سوءاستفاده از پرامپت هم مقاوم بماند، طراحی بسیار سخت‌تر می‌شود. در آن لحظه شما فقط در حال نوشتن رفتار نیستید؛ در حال ساختن شخصیتی هستید که حتی تحت فشار هم باید قابل‌شناسایی بماند.

به همین دلیل است که رسیدن یک شخصیت به وضعیت درست می‌تواند به‌راحتی ۲۰ ساعت یا بیشتر زمان ببرد. بیشتر این زمان صرف قابلیت‌های پرزرق‌وبرق نمی‌شود. صرف تصمیم‌های کوچکی می‌شود که شاید کاربر هرگز آگاهانه آن‌ها را نام نبرد، اما نبودشان را فوراً حس می‌کند.

جزئیات کوچک همه‌چیز را تعیین می‌کنند

آنچه باعث می‌شود یک شخصیت واقعی به نظر برسد، معمولاً یک ایده بزرگ نیست، بلکه انباشته شدن مجموعه‌ای از تصمیم‌های کوچک است: انتخاب واژه‌ها، ریتم جمله‌ها، سرعت احساسی گفت‌وگو، این‌که پاسخ چقدر مستقیم یا نرم باشد، این‌که شخصیت سؤال‌های پیگیری خوبی بپرسد یا نه، این‌که با تغییر حال‌وهوای کاربر لحن طبیعی بماند یا نه، و این‌که ارائه بصری از شخصیت حمایت کند یا به آن ضربه بزند.

حتی میزان اشتباهِ صمیمیت می‌تواند کل توهم را خراب کند. صمیمیت بیش از حد مصنوعی به نظر می‌رسد. صمیمیت کم، سرد به نظر می‌رسد. عجیب بودن بیش از حد خسته‌کننده می‌شود. خنثی بودن بیش از حد هم شخصیت را فراموش‌شدنی می‌کند. پیدا کردن این تعادل، کاری آهسته و تکرارشونده است.

به همین دلیل محصولات هوش مصنوعی از بیرون اغلب ساده‌تر از واقعیت به نظر می‌رسند. ممکن است رابط کاربری سبک به نظر برسد، اما کیفیت اصلی در لایه نامرئی زندگی می‌کند: در تصمیم‌هایی که پشت شخصیت قرار دارند.

عرضه Sofia برای Cozy Friend

امروز یک شخصیت جدید برای Cozy Friend منتشر کردم: Sofia. او به‌عنوان یک همراه دنج کافه طراحی شده است؛ آرام، حمایتگر و بدون فشار. هدف من این نبود که او را پر سر و صدا یا بیش از حد برای افزایش تعامل بهینه کنم. هدفم این بود که صحبت کردن با او آسان باشد.

تجربه Sofia عمداً ساده طراحی شده است. می‌توانید با او گپ بزنید، ذهن‌تان را خالی کنید، یک داستان کوتاه کافه‌ای بشنوید یا یک مینی‌گیم یک‌دقیقه‌ای بازی کنید و بعد با حس کمی آرام‌تر گفتگو را ترک کنید. این نتیجه احساسی کوچک برای من مهم‌تر از آن بود که فهرست قابلیت‌ها ظاهری چشمگیر داشته باشد.

جمله معرفی او ساده است: می‌خواهی گپ بزنیم، یک داستان کوتاه کافه‌ای بشنوی یا یک مینی‌گیم یک‌دقیقه‌ای بازی کنی؟ این قالب را دوست دارم، چون ورودی نرم و بی‌فشاری برای کاربر ایجاد می‌کند. چیزی تحمیل نمی‌کند. فقط یک در باز می‌کند.

این تجربه چه چیزی درباره ساخت محصولات هوش مصنوعی به من آموخت

کار روی این پروژه یک درس را برای من کاملاً روشن کرد: در محصولات هوش مصنوعی، توان فنی فقط بخشی از ارزش است. بخش دیگر سلیقه و قضاوت است؛ توانایی شکل دادن به رفتار، کم کردن اصطکاک و ساختن تجربه‌ای که منسجم باشد نه تصادفی.

یک مدل می‌تواند متن تولید کند. اما این به‌خودی‌خود یک شخصیت خوب نمی‌سازد. یک شخصیت خوب به قضاوت تحریری، آزمایش مکرر و پالایش زیاد نیاز دارد. در عمل، این یعنی ساختن محصولات هوش مصنوعی فقط یک مسئله نرم‌افزاری نیست. این هم‌زمان مسئله نوشتن، طراحی، محصول و گاهی حتی روان‌شناسی هم هست.

همین ترکیب است که این کار را برای من جذاب می‌کند. سخت است، گاهی آزاردهنده است و بسیار کندتر از چیزی پیش می‌رود که مردم تصور می‌کنند، اما کیفیت واقعی محصول دقیقاً از همین‌جا می‌آید.

جمع‌بندی

من این پروژه را به‌تنهایی راه‌اندازی کردم و چنین لحظه‌هایی به من یادآوری می‌کند که چه بخش بزرگی از کار در جاهایی اتفاق می‌افتد که کاربر هرگز آن را کامل نمی‌بیند. نه در قابلیت اصلی. نه در پست معرفی. بلکه در ساعت‌های طولانی‌ای که صرف می‌شود تا چیزی به اندازه کافی انسانی به نظر برسد که اهمیت پیدا کند.

اگر Sofia را در Cozy Friend امتحان کنید، واقعاً خوشحال می‌شوم بازخوردتان را بدانم. برای من این یکی از بهترین راه‌هاست برای اینکه شخصیت‌ها را بهتر کنم و بفهمم چه چیزی یک همراه هوش مصنوعی را واقعاً واقعی جلوه می‌دهد.