بازگشت به بلاگ
۱۳ فروردین ۱۴۰۵Sergei Solod3 دقیقه مطالعه

چرا ۳ تا ۵ درصد آخر Codex Plus را برای سنگین‌ترین کارهای مهندسی نگه می‌دارم

یک تغییر کوچک در روش کارم باعث شد استفاده‌ام از Codex Plus عوض شود: وقتی به آخر محدودیت می‌رسم، سراغ درخواست‌های کوچک نمی‌روم و سنگین‌ترین کار فنی را اجرا می‌کنم.

Codex Plusابزارهای کدنویسی هوش مصنوعیگردش کار توسعه‌دهندهمهندسی نرم‌افزارمهاجرت به TypeScriptپاکسازی ESLintرفکتوربهره‌وری

یکی از جالب‌ترین الگوهایی که در استفاده از Codex Plus دیده‌ام، بیشتر از آنکه به نحوه نوشتن پرامپت مربوط باشد، به زمان‌بندی مربوط است.

وقتی فقط ۳ تا ۵ درصد از محدودیت ۵ ساعته یا هفتگی‌ام باقی مانده باشد، دیگر آن بخش آخر را صرف درخواست‌های کوچک نمی‌کنم. دقیقا برعکس عمل می‌کنم. از همان ظرفیت باقی‌مانده استفاده می‌کنم تا بزرگ‌ترین کارهای مهندسی ممکن را روی چند پروژه آماده اجرا کنم.

این کارها معمولا شامل مهاجرت کامل به TypeScript، پاکسازی سراسری ESLint در کل مخزن، بازبینی عمیق باگ‌ها در سراسر کدبیس، یا رефکتورهای بزرگ می‌شود؛ کارهایی که در حالت عادی به‌نظر می‌رسد اجرای آن‌ها بیش از حد پرهزینه است.

چه چیزی روش کارم را عوض کرد

دلیلش ساده است: بیشتر از یک بار دیده‌ام که حتی وقتی محدودیت قابل‌مشاهده تمام شده به‌نظر می‌رسد، Codex باز هم به کار ادامه می‌دهد. از بیرون انگار جلسه باید تمام شده باشد، اما کار جلو می‌رود و گاهی حتی کامل هم می‌شود.

من این را به‌عنوان یک قانون قطعی محصول مطرح نمی‌کنم. فقط دارم تجربه‌ای تکرارشونده را توضیح می‌دهم که به اندازه کافی پررنگ بود تا رفتارم را تغییر دهد. از وقتی این الگو را دیدم، آن چند درصد آخر دیگر چیزی نبود که بخواهم با احتیاط نگهش دارم. تبدیل شد به بهترین لحظه برای شروع پرهزینه‌ترین و پربازده‌ترین کار.

حالا آن چند درصد آخر را چطور استفاده می‌کنم

به‌جای اینکه آخرین بخش استفاده را صرف پرامپت‌های امن و کم‌هزینه کنم، حالا آن را مثل یک پنجره شروع برای عملیات مهندسی سنگین می‌بینم، مثل:

  • مهاجرت کامل به TypeScript
  • پاکسازی سراسری ESLint
  • بازبینی عمیق باگ‌ها در کدبیس‌های بزرگ
  • رефکتورهای ساختاری بزرگ

نکته اصلی، آماده بودن است. این روش زمانی بیشترین فایده را دارد که پروژه از قبل برای اجرا آماده باشد و کار هم دقیق تعریف شده باشد. در آن نقطه، خرج کردن باقی‌مانده روی یک کار کوچک اغلب شبیه هدر دادن بهترین لحظه ممکن است.

چرا این موضوع برایم مهم است

ابزارهایی مثل Codex Plus فقط درباره توان خام نیستند. نحوه زمان‌بندی کردن تلاش هم مهم است. یک تغییر کوچک در زمان اجرا می‌تواند ارزش عملی‌ای را که از همان محدودیت می‌گیرید، کاملا عوض کند.

برای من، این موضوع حتی برداشت روانی‌ام از محصول را تغییر داد. آن چند درصد آخر دیگر حس پایان یک جلسه را ندارد. حس لحظه‌ای را دارد که باید تردید را کنار بگذارم و سنگین‌ترین کاری را که منطقی است، به ابزار بسپارم.

بعضی وقت‌ها واقعا حس می‌شود Codex حتی بعد از تمام شدن محدودیت قابل‌مشاهده هم برای من کار می‌کند. نمی‌دانم این یک رفتار طراحی‌شده است یا فقط نتیجه نحوه تکمیل شدن بعضی وظایف در عمل، اما آن‌قدر مفید بوده که حالا برنامه کاری‌ام را بر اساس آن می‌چینم.

یک نتیجه عملی برای توسعه‌دهندگان

اگر از Codex Plus برای مهندسی نرم‌افزار استفاده می‌کنید، شاید بد نباشد شیوه استفاده‌تان در لحظه‌های پایانی محدودیت را خودتان آزمایش کنید، به‌جای اینکه فرض کنید آن بخش آخر باید کاملا محافظه‌کارانه مصرف شود. برای من، رویکرد معکوس موثرتر بوده است.

واقعا برایم جالب است بدانم آیا توسعه‌دهندگان دیگر هم همین الگو را دیده‌اند، مخصوصا هنگام مهاجرت‌ها، پاکسازی lint، بازبینی‌های گسترده یا رефکتورهای بزرگ در چند مخزن مختلف.