بازگشت به بلاگ
۱۳ مهر ۱۴۰۴Sergei Solod5 دقیقه مطالعه

Yandex Metrica در برابر Google Analytics: چرا بعد از یک هفته Metrica را ترجیح دادم

Google Analytics و Yandex Metrica را یک هفته روی یک پروژه جدید به‌صورت هم‌زمان اجرا کردم. دلیل اصلی اینکه بیشتر سراغ Metrica رفتم Webvisor و بازپخش سشن‌ها بود؛ اما این نتیجه درباره workflow من است، نه اثبات برتری یک پلتفرم برای همه.

تحلیل وبUXSession ReplayYandex MetricaGoogle AnalyticsGA4

وقتی پروژه جدیدی را راه‌اندازی کردم، در هفته اول Google Analytics و Yandex Metrica را هم‌زمان اجرا کردم. می‌خواستم هر دو را روی همان ترافیک واقعی مقایسه کنم، نه اینکه بر اساس اسکرین‌شات، فهرست قابلیت‌ها یا عادت تصمیم بگیرم.

بعد از یک هفته متوجه شدم Yandex Metrica را خیلی بیشتر باز می‌کنم. دلیلش یک metric خاص در dashboard نبود؛ Webvisor و قابلیت session replay بود. در آن مرحله ابتدایی پروژه، یک نمودار تجمیعی دیگر کمتر برایم اهمیت داشت و بیشتر می‌خواستم جواب یک سؤال ساده را بدانم: کاربران واقعاً در سایت چه می‌کنند؟

واکنش اولیه من این بود که «Yandex Metrica با اختلاف زیاد برنده است». هنوز هم برای این نوع کار آن را ترجیح می‌دهم، اما این جمله بیشتر احساسی بود تا دقیق. یک پروژه و یک هفته برای توصیف تجربه من کافی است؛ برای اثبات اینکه Metrica برای همه و در همه شرایط از Google Analytics بهتر است، کافی نیست.

چرا Google Analytics برای من انتزاعی‌تر به نظر می‌رسید

در نسخه اولیه نوشته بودم Google Analytics برایم انتزاعی است. این جمله نیاز به اصلاح دارد. GA4 ابزار کم‌عمقی نیست؛ گزارش‌ها، Explorations، segmentation و User Explorer برای بررسی فعالیت کاربران منفرد دارد. مشکل من نبود عمق نبود، بلکه workflow موردنیازم در آن مقطع بود.

تحلیل eventها و داده‌های تجمیعی می‌تواند نشان دهد کاربر به یک صفحه رسیده، eventی را فعال کرده، از یک مسیر خارج شده یا در یک segment رفتار متفاوتی داشته است. این اطلاعات مفیدند. اما وقتی می‌خواهم یک مشکل UX ناشناخته را بفهمم، هنوز یک فاصله ذهنی بین metric و رابطی که کاربر واقعاً با آن کار کرده وجود دارد.

Session replay این فاصله را برای من کمتر کرد. به‌جای اینکه فقط تعدادها را ببینم، می‌توانستم توالی تعامل در یک بازدید مشخص را بررسی کنم: ناوبری، اسکرول، کلیک، مکث و برگشت. این به‌طور خودکار توضیح نمی‌دهد کاربر چرا چنین رفتاری داشته، اما برای ساختن فرضیه ماده بسیار بهتری فراهم می‌کند.

Webvisor حدس‌زدن را حذف نمی‌کند

این مهم‌ترین اصلاح نسبت به متن اولیه من است. Replay به من نمی‌گوید کاربر «کلافه» شده است. فقط رفتار را نشان می‌دهد و من ممکن است از آن وجود friction را استنباط کنم. کلیک‌های تکراری، برگشت، مکث طولانی یا رها کردن یک flow می‌توانند علامت باشند، اما ذهن‌خوانی نیستند.

این تفاوت مهم است، چون یک سشن عجیب خیلی راحت می‌تواند داستانی کاملاً قانع‌کننده در ذهن بسازد. نتیجه درست «علت را پیدا کردم» نیست؛ بلکه «فرضیه‌ای پیدا کردم که ارزش بررسی دارد» است.

workflowی که حالا ترجیح می‌دهم:

  1. ابتدا با داده‌های تجمیعی صفحه، flow، نوع دستگاه یا segment جالب را پیدا کنم.
  2. به‌جای سشن‌های تصادفی، چند replay مرتبط را ببینم.
  3. آنچه واقعاً مشاهده می‌شود را از تفسیر خودم جدا بنویسم.
  4. فقط وقتی شواهد کافی است تغییر ایجاد کنم.
  5. بعد از تغییر دوباره اندازه‌گیری کنم تا ببینم رفتار قابل‌اندازه‌گیری واقعاً بهتر شده یا نه.

Session replay بخش میانی این چرخه را بسیار ملموس‌تر می‌کند، اما جای کل چرخه را نمی‌گیرد.

چرا در یک پروژه تازه مخصوصاً مفید بود

بلافاصله بعد از launch هنوز پرسش‌های UX زیادی ناشناخته‌اند. ماه‌ها baseline پایدار، funnelهای بالغ یا فهرست طولانی failure modeهای شناخته‌شده وجود ندارد. در چنین وضعی مشاهده کیفی ارزش زیادی دارد، چون کمک می‌کند بفهمم اصلاً چه سؤال‌هایی باید بپرسم.

این به این معنی نیست که replay از analytics تجمیعی مهم‌تر است. این دو به سؤال‌های متفاوت پاسخ می‌دهند. داده تجمیعی بهتر نشان می‌دهد یک اتفاق چقدر تکرار می‌شود. Replay بهتر نشان می‌دهد یک تعامل مشخص دقیقاً چگونه رخ داده است.

ترکیب این دو قوی‌تر است: اول pattern را پیدا کنم و بعد نمونه‌ها را ببینم، یا ابتدا یک تعامل مشکوک را در replay ببینم و سپس بررسی کنم آیا آن‌قدر تکرار می‌شود که واقعاً مهم باشد.

Session replay محدودیت فنی دارد

Webvisor حقیقت مطلق نیست، چون خود ضبط هم محدودیت‌هایی دارد. Yandex مستند کرده که لزوماً همه بازدیدها ضبط نمی‌شوند، نگهداری recordingها محدود است و بعضی فناوری‌های مرورگر یا صفحه می‌توانند ضبط یا playback را تحت تأثیر قرار دهند. Dynamic styles، cross-domain iframe، private browsing، canvas و Shadow DOM نمونه‌هایی از این مواردند.

پس خراب به‌نظر رسیدن replay لزوماً ثابت نمی‌کند کاربر واقعاً صفحه خراب دیده است. نبودن recording هم ثابت نمی‌کند سشنی وجود نداشته است.

Privacy هم نیازمند توجه جدی است. ابزار session replay می‌تواند بسیار بیشتر از یک pageview counter ساده رفتار کاربر را مشاهده کند. برای password و fieldهای حساس محافظت‌هایی وجود دارد، اما مالک سایت همچنان باید جمع‌آوری داده را مسئولانه پیکربندی کند، داده شناسایی‌کننده‌ای را که نباید ارسال شود نفرستد و الزامات مربوط به consent و privacy را رعایت کند.

پس کدام را انتخاب می‌کنم؟

برای debug کردن UX در مرحله ابتدایی همین پروژه Yandex Metrica را ترجیح دادم. Webvisor من را سریع‌تر از «چیزی در اعداد عجیب است» به «می‌توانم تعامل مشخصی را که شاید پشت این عدد باشد ببینم» می‌رساند. در هفته اول این مزیت تعیین‌کننده بود.

اما دیگر این نتیجه را به «Google Analytics بد است» یا «Metrica پلتفرم analytics بهتری است» تبدیل نمی‌کنم. GA4 نقاط قوت دیگری دارد و workflow تحلیل event آن بسیار عمیق‌تر از چیزی است که یادداشت کوتاه اولیه من نشان می‌داد. اگر acquisition، custom events، integrations یا measurement stack گسترده‌تر اولویت باشد، نتیجه مقایسه می‌تواند کاملاً متفاوت شود.

اجرای هم‌زمان هر دو ابزار برای مدتی هم لزوماً بیهوده نیست. پلتفرم‌ها ممکن است session، user و event را متفاوت مدل‌سازی و پردازش کنند؛ بنابراین نباید انتظار داشت اعداد دقیقاً یکسان باشند.

واقعاً بعد از یک هفته چه یاد گرفتم؟

نتیجه قابل اتکا محدودتر از جمله اولیه «با اختلاف زیاد برنده است» است، اما به همین دلیل قوی‌تر است.

Yandex Metrica توجه من را جلب کرد چون بررسی رفتار کاربران منفرد در آن برای من ساده‌تر بود. فاصله بین یک metric و یک فرضیه UX مشخص کوتاه‌تر شد. Google Analytics همچنان مفید بود، اما برای مسئله‌ای که بلافاصله بعد از launch روی آن تمرکز داشتم اول Metrica را باز می‌کردم.

Webvisor حدس را به یقین تبدیل نکرد. حدس‌های مبهم را به سؤال‌های آگاهانه‌تر و قابل‌بررسی‌تر تبدیل کرد. برای کار UX همین هم پیشرفت قابل توجهی است.